بنده به عنوان یک عکاس، کاملا با سختی و مشکلاتی که ممکن است هنگام عکاسی منظره با آن‌ها روبرو باشید آشنا هستم. همیشه نکات مختلفی وجود دارد که باید به آن‌ها توجه کنید و این نکات آن‌قدر زیاد هستند که گاهی اوقات بررسی تک تک آن‌ها باعث می‌شود تا لحظه مورد نظر را از دست بدهیم. به همین دلیل هم عکاسی یک هنر پیچیده محسوب می‌شود. زیرا خیلی وقت‌ها، دوربین را در دست داریم و نور به طرز شگفت‌آوری زیبا به نظر می‌رسد، اما عدم رعایت یکی از این نکات می‌تواند نتیجه کار را به شکلی متفاوت رقم بزند و احتمالاً عکس، به آن زیبایی که باید باشد نمی‌شود.

  • لرزش دوربین و عدم ثبات

شاید در برخی از عکس‌های کوچک اینستاگرامی، لرزش دست چندان به چشم نیاید، اما وقتی با دوربین‌های حرفه‌ای عکاسی می‌کنیم و عکس‌هایی با کیفیت و رزولوشن بالا می‌گیریم، توقع داریم که عکس‌ها با بالاترین شارپنس ممکن ثبت شوند. احتمالاً بهترین روش برای حذف کامل لرزش، استفاده از یک سه‌پایه باشد. سه‌پایه‌ها برای شارپنس بالا، بسیار بهتر از هر ترفند و مهارتی عمل می‌کنند. بنابراین چه در نور کم و چه در نور زیاد، سعی کنید از سه‌پایه استفاده کنید.

فروشگاه‌های تجهیزات عکاسی، انواع و اقسام سه‌پایه‌های مختلف را عرضه می‌کنند که هر کدام از آن‌ها برای یک کاری مناسبند. برخی از آن‌ها سبک و کوچک‌اند و برخی دیگر بزرگ و سنگین هستند. اگرچه همه سه‌پایه‌ها در شرایط عادی می‌توانند از لرزش دست جلوگیری کنند، اما اگر در جایی که باد زیادی می‌وزد عکاسی می‌کنید، استفاده از یک سه‌پایه سبک‌وزن و ارزان قیمت ممکن است نتواند در مقابل باد مقاومت کند و به خوبی دوربین را ثابت نگه دارد. یادتان باشد سه‌پایه‌ها برخلاف دوربین و لنز، به این زودی‌ها تعویض نمی‌شوند و معمولاً یک سه‌پایه‌ای که خریداری می‌کنید، سال‌های سال همراه شما خواهد بود. به همین دلیل سعی کنید بهترین سه‌پایه‌ای که می‌توانید سفارش دهید را خریداری کنید تا بتوانید با خیال راحت، سال‌های متمادی به آن اطمینان کنید.

یک وسیله دیگری هم که می‌تواند به شما کمک کند تا عکس‌هایی کاملا بدون لرزش بگیرید یک کابل دکلانشور یا یک ریموت کنترل دوربین است. اگرچه امروز دوربین‌هایی که از کابل‌های دکلانشور استفاده می‌کنند زیاد نیستند، اما هنوز هم برخی از دوربین‌ها (خصوصاً دوربین‌های بدون آینه فوجی) با این سیم‌ها از راه دور هم شاتر می‌زنند که خیلی هم کابل‌های ارزان قیمتی هستند. اما ریموت کنترل‌های Captur هم می‌توانند برای این کار استفاده شوند. این تجهیزات می‌توانند هم از راه دور شاتر دوربین را بزنند و هم می‌توانید با آن‌ها فیلم‌های تایم‌لپس ضبط کنید. یعنی می‌توانند دوربین را زمان‌بندی کنند تا به طور خودکار، هر چند ثانیه یا هر چند دقیقه یک‌بار عکس بگیرد و بعداً این عکس‌ها تبدیل به یک فیلم می‌شوند و یک اتفاق مانند حرکت ابرها را به صورت خیلی سریع نشان می‌دهند. بهرحال هر وسیله‌ای که به شما اجازه دهد از راه دور و بدون دست زدن به دوربین عکس بگیرید، شارپنس عکس‌هایتان را افزایش خواهد داد.

  • صاف نبودن خط افق

این مشکل به شدت می‌تواند عکس را زشت کند. هرچند که امروزه این مشکل، با وجود دوربین‌هایی مثل Canon 800D که رزولوشن بالا دارند چندان نگران کننده نیست، اما در هر حال باید عکس‌ها را با نرم‌افزارهای گرافیکی مانند فتوشاپ یا لایتروم صاف کنید که این برش زدن باعث از دست رفتن بخشی از کناره‌های تصویر می‌شود. بهرحال اگر سعی کنید از همان ابتدا، خط افق را کاملا صاف ثبت کنید بهتر از این است که بخواهید تصویر را برش بزنید.

روش‌های زیادی برای جلوگیری از کج شدن تصویر وجود دارد. مثلاً می‌توانید در داخل منظره‌یاب خود دوربین قابلیت Grid یا شبکه را فعال کنید. با این کار خطوط شبکه‌ای، روی منظره‌یاب تصویر ظاهر می‌شوند و به راحتی می‌توانید یکی از خطوط افقی را با خط افق منظره هم طراز کنید و عکس بگیرید.

اگر هم با سه‌پایه عکس می‌گیرید می‌توانید، ببینید که آیا روی سه‌پایه شما حباب طراز کردن وجود دارد یا خیر. خیلی از سه‌پایه‌ها مثل همین مدل مسافرتی و کوچک سه پایه بنرو Benro A150FBR0هم از این طراز‌ها دارد.  با این طراز ها به خوبی می‌توانید دوربین را روی سطح افق زمین تنظیم کنید.

یک راه معمول دیگر هم این است که می‌توانید نمایشگر یا همان LCD دوربین را روشن کنید و با Grid یا حتی با ژیروسکوپ خود دوربین (اگر دوربینتان ژیروسکوپ داشته باشد) دوربین را طراز کنید.

  • عکاسی در حالت Landscape یا افقی

درست است که Landscape به معنی منظره است. درست است که عکاسی منظره اغلب در حالت افقی است. اما این دلیل نمی‌شود که هرگز در حالت عمودی عکاسی نکنید. خیلی از عکس‌های منظره، اصولاً در حالت عمودی زیباتر می‌شوند. خصوصاً آن‌ها که دارای پیش‌زمینه زیبایی هستند. مثلاً فرض کنید می‌خواهید از یک درخت یا یک کوه بلند عکس بگیرید. عکاسی با کادر عمودی می‌تواند بزرگی و عظمت چنین سوژه‌هایی را بیشتر نشان دهد.

  • توجه نکردن به دیافراگم

خیلی از عکاسان منظره معتقدند که دیافراگم در عکاسی منظره ، می‌تواند به عنوان ابزاری برای کادربندی یا کامپوزیشن محسوب شود. دلیل این باور هم این است که باز و بسته کردن دیافراگم می‌تواند عمق میدان عکس را تغییر دهد و طبیعتاً می‌تواند بخشی از کادر تصویر را محو‌تر یا واضح‌تر کند. وقتی شما بتوانید با تغییر دیافراگم، نگاه را به سمتی که می‌خواهید هدایت کنید، در واقع نوعی کادربندی محسوب می‌شود. اما محو کردن بخشی از تصویر بیشتر در عکس‌های نزدیک یا کلوزآپ زیباست.

وقتی با دیافراگم‌های باز عکس می‌گیرید و مثلاً روی پیش‌زمینه تصویر فوکوس می‌کنید، احتمالاً کوه‌های و درختانی که در دوردست دارید محو خواهند شد. متأسفانه حجم زیاد محوشدگی تصویر در چنین عکس‌هایی به هیچ‌وجه با فتوشاپ یا نرم‌افزارهای ویرایشی دیگر قابل تصحیح نیست. بنابراین حتماً یادتان باشد که دیافراگم لنز را بیشتر از f/8 (و حتی بهتر است f/11 یا f/16) قرار دهید.

  • عکاسی با مد Landscape خود دوربین

تقریباً همه دوربین‌ها یک سری وضعیت‌های خودکار از پیش آماده به نام Scene دارند که حالت‌های عکس‌برداری مخصوص عکاسی منظره ، صحنه‌های پرتره، کلوزآپ، منظره، ورزشی، جشن و چیز‌هایی شبیه به این‌ها را در آن می‌بینید. اگرچه اغلب سازنده‌های دوربین‌ها تأکید دارند که این وضعیت‌ها فوق‌العاده هوشمند عمل می‌کنند و در کاتالوگ‌ها و تبلیغات آن‌ها، عکس‌های فوق‌العاده‌ای را می‌بینید که با این حالت‌ها گرفته شده‌اند، اما پیشنهاد می‌کنم سعی کنید تا حد ممکن خودتان دوربین را کنترل کنید و از حالت‌های خودکار استفاده نکنید.

معمولاً در حالت Landscape Mode، دیافراگم دوربین روی f/11 یا f/8 قرار می‌گیرد که این نکته خوبی است، اما اغلب اوقات هیچ کنترلی برای تغییر نقطه فوکوس، تغییر حساسیت یا سرعت شاتر و … به شما داده نمی‌شود. البته معمولاً در این حالت خود دوربین غلظت رنگ‌های سبز و آبی عکس را بیشتر می‌کند. برای همین هم عکس‌هایی که با این حالت می‌گیرید، آسمان و درختان رنگی‌تر و تازه‌تری دارد. اما همین تنظیمات رنگی را هم می‌توانید خودتان هم در نرم‌افزار و هم در خود دوربین ایجاد کنید. ولی محدودیت‌هایی که این وضعیت دارد ارزش استفاده از آن را ندارد و بهتر است به جای این سادگی، تنظیمات بیشتری در اختیار داشته باشید.

  • ایستادن در همان‌جایی که دیگران می‌ایستند

این اشتباه بیشتر در تورهای عکاسی منظره می‌افتد. همیشه تعداد زیادی از عکاسان هستند که در جایی جمع می‌شوند و همان زاویه‌ای را انتخاب می‌کنند که دیگران انتخاب کرده‌اند. البته منظور من این نیست که دیگران ممکن است اشتباه کنند. چیزی که می‌خواهم بگویم این است که سعی کنید زاویه‌های دیگر را هم امتحان کنید. در کنار دیگران ایستادن، احتمالاً همان عکس‌هایی را نتیجه می‌دهد که دیگران هم گرفته‌اند. دست کم بهتر است ارتفاع سه‌پایه یا جهت دوربین را تغییر دهید. یادتان باشد که بقیه هم ممکن است مانند شما اینستاگرام داشته باشند و به زودی عکس‌هایی دقیقاً شبیه به هم از یک صحنه منتشر خواهید کرد.

این را یک چالش برای خودتان در نظر بگیرید که چطور می‌توانید تصویری را ثبت کنید که عکاسان دیگر به ندرت ممکن است آن را ثبت کنند. البته همیشه یک راه تقلب هم وجود دارد. می‌توانید بعد از اینکه زاویه‌های دیگر را امتحان کردید و برگشتید، از صحنه قبلی هم عکس بگیرید و آن را هم در آرشیو خودتان داشته باشید.

  • فضای منفی غیر جذاب

فضای منفی یا Negative Space بخش بزرگی از عکس است که سوژه عکس را در برمی‌گیرد. این فضای منفی می‌تواند گاهی اوقات عکس را آنچنان زیبا و چشمگیر کند و به خوبی چشم بیننده را به سمت سوژه هدایت کند. اما گاهی اوقات، استفاده نامناسب از فضای منفی، می‌تواند زیبایی عکس را بگیرد. در عکاسی منظره، معمولاً آسمان ، نقش فضای منفی را دارد. آسمان زیبا می‌تواند چشم را به سمت سوژه شما که معمولاً یک کوه، یک دشت پر گل، یک رود یا یک اسب که در انتهای گوشه‌ای از تصویر در حال چریدن است هدایت کند. اما عکس زمانی زیباتر است که چند تکه ابر یا سایه‌ای از چند پرنده در دوردست آن پیدا باشد. آسمان خالی و آبی رنگ، چندان زیبا نیست. شاید بد نباشد در چنین حالتی، دوربین را کمی به سطح زمین نزدیک‌تر کنید و پیش زمینه عکس را بزرگ‌تر کنید.

  • سوژه نامشخص

شاید به نظر خنده‌دار برسد، اما برخی اوقات در عکاسی منظره، اصلاً سوژه مشخص نیست. یعنی مشخص نیست که چه چیزی در تصویر اهمیت بیشتری دارد و برخی اوقات آن‌قدر تصویر یکنواخت و تخت است که اهمیت سوژه‌ها با هم ترکیب می‌شوند. اغلب اوقات عکاسان منظره از لنز‌های واید استفاده می‌کنند تا بتوانند بخش بزرگی از تصویر روبرو را در کادر بگنجانند. در این تصاویر، کوه‌ها، رودخانه‌ها، جنگل، ساحل، دشت، کویر و … دیده می‌شوند. اما دقیقاً کدام این سوژه‌ها آن‌قدر اهمیت داشته‌اند که از آن عکاسی شود؟

شاید به همین دلیل باشد که عکاسان منظره، بیشتر از هر شاخه دیگری از عکاسی به کادربندی اهمیت می‌دهند. تصحیح خط افق، قرار دادن سوژه اصلی در یک سوم طلایی، استفاده از فضای منفی، هدایت چشم با پرسپکتیو کادر و بسیاری دیگر از تکنیک‌های کادربندی، برای عکاسی منظره بیشتر از اغلب شاخه‌های عکاسی اهمیت دارد.

همراه داشتن یک لنز زوم که بتواند کادر تصویر را برایتان تغییر دهد یا سوژه را دورتر یا نزدیک‌تر کند، در عکاسی منظره اهمیت زیادی دارد. مطمئن شوید که خودتان می‌دانید از چه چیزی می‌خواهید عکس بگیرید و اطمینان پیدا کنید که بیننده شما هم آن را خواهد فهمید.

شاید فکر کردن به همه این نکات، کمی کار عکاسی منظره را سخت‌تر کند. دفعه بعدی که خواستید عکاسی منظره کنید، سعی کنید در کنار تمام نکات فنی، این چند نکته را هم در گوشه ذهنتان داشته باشید. احتمالاً با رعایت آن‌ها عکس‌های بهتری خواهید گرفت و برخی از آن‌ها، مانند استفاده صحیح از فضای منفی و پیدا کردن زاویه‌های متفاوت، می‌تواند خلاقیت شما را افزایش دهد.

powered by داده پردازان افق نور